سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
249
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
محتاج به اين تمحّلات و تعسّرات شويم . سپس مىفرماين : تمام اين صحبتهائى كه حول و حوش اين مسئله شد در صورتى كه در قتل جوجه بگوئيم صغير الغنم واجب است چنانچه مرحوم مصنف آن را در اينجا اختيار فرموده يا بگوئيم ( فتى ) و جوان واجب مىباشد چنانچه مختار ما در اين مسئله همين است ، منتهى ( فتى ) را به معناى حمل بدانيم ولى در غير ايندو صورت يعنى در مسئله قتل جوجه اگر مخاض را واجب دانسته و در اينجا حمل مفطوم را لازم بدانيم اشكال وارد و محتاج به توجيهاتيكه از مرحوم مصنف و ديگران نقل شد مىباشيم . قوله : رعى : به صيغه ماضى و مقصود برّهاى است كه از شير گرفته شده و خود بچرا مىرود . قوله : و هو قريب من صغير الغنم : ضمير [ هو ] به حمل مفطوم راجع است و كلمه [ من ] جارّه به معناى [ الى ] مىباشد . قوله : فى فرخها : ضمير به حيوانات ثلاثه [ قطا و حجل و درّاج ] عائد است . قوله : كما ذكرناه : ضمير به [ عدم البعد ] عائد است . قوله : و هو اولى : يعنى آنچه ما ذكر كرده و گفتيم كفاره حيوانات ثلاثه با كفاره جوجههاى آنها مساوى است از حملهاى ديگر بهتر است . قوله : الذى اختاره ثمّ : كلمه [ ثمّ ] بفتح ثاء و مقمصود از آن در فرخ مىباشد .